X
تبلیغات
رایتل

هزاران زن مثل من

خانوادگی

باهم بخندیم


 

 

تو ﭘﺎﺭﮎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ

ﯾﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯﻡ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﻮﺩ

ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺳﺮ ﺻﺤﺒﺖ ﺭﻭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ

ﮔﻔﺘﻢ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ؟؟؟؟؟؟؟

ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﺑﯽ ﺑﯽ ﺧﺸﺘﻢ 

ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﻧﺪﺍﺭﻥ!!!

 

بیست

 

بهشت جاییست که در آن پلیس هایش بریتانیایی باشند، آشپزهایش ایرانی، صنعت کارهایش آلمانی وکارگرانش چینی عاشقانش فرانسوی، حوریهایش مانکنهای ایتالیایی در حالی که همۀ اینها توسط سوئیس اداره می شود.

.

.

.

جهنم جاییست که پلیس هایش آلمانی باشند، آشپزهایش تایلندی، صنعت کارانش چینی و کارگرانش افغانی عاشقانش سوئیسی،حوریهایش آفریقایی در حالی که همۀ اینها توسط ایرانی هااداره می شود!

 

بیست

 

بازرس آموزش وپروش اواسط سال میره سر کلاس.بعد از معرفی خودش میخواد ببینه شاگردا چقدر اطلاعات دارن.ازیکیشون میپرسه: میدونی درب خیبر رو چه کسی کنده؟ بچه میزنه زیرگریه و میگه: اقا بخدا ما نکندیم.به معلمش میگه:این محصلت داره چی میگه؟؟؟معلم میگه:راست میگه,من میشناسمش,بچه ی خوبیه,ازاین کارهانمیکنه,بازرسه عصبانی میره پیش معاون وجریان رومیگه,اونم میگه:شمااصلاخودتوناراحت نکن,چقدرخسارتشه تاخودم تقدیم کنم,بازرس دیگه جوش میاره ومیره پیش مدیرو کل ماجرا روتعریف میکنه,مدیر میگه: اقا ما شیفت بعد از ظهرم داریم ،حالااز اونما بپرس شاید اونا کنده باشن……

 

بیست

 

ﺩﻳﺸﺐ ﻳﻪ ﭘﺸﻪ ﻣﻨﻮﮔﺰﻳﺪ . ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻔﺘﺶ ﮐﺮﺩﻡ . ﺗﺎ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﮑﺸﻤﺶ ﺑﻬﻢ

ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﺑﺎ !!! ﺩﻳﺪﻡ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﻴﮕﻪ؛ﺧﻮﻥ ﻣﻦ ﺗﻮﺭﮔﻬﺎﺵ ﺑﻮﺩ . ﺑﻐﻠﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎﺻﺒﺢ ﺩﻭﻧﻔﺮﻱ ﮔﺮﻳﻪ

ﮐﺮﺩﻳﻢ

 

بیست

 

شاسکولی پاش لنگ بوده باکشتی میره مسافرت,

وقتی برمیگرده دوستش میگه: چه خبر؟سفر خوش گذشت؟

.

.

.

میگه:نه بابا همش استرس داشتم هی میگفتن لنگرو بندازین تو آب!

 

بیست

 

هر بار دندونم درد میگیره

.

.

.

.

.

.

زنگ میزنم چهارتا کلینیک قیمتا رو میپرسم

خودش دردش خوب میشه!

 

بیست

 

ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯿﺸﻦ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ

ﮐﻨﻨﺪ ﭘﺪﺭِ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ . ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ

ﺭﺿﺎﯾﺖ ﭘﺪﺭ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻩ،ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭘﺴﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻪ ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟّﻪِ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺑﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝِ ﺍﻭﻧﻬﺎ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﯾﮏ

ﻫﻔﺘﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻪ ﻭ ﺗﻤﻮﻡ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﺵ

ﮔﻠﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﻭ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻮﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯ

ﻟﮑّﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ ﺷﺐ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﺎﺩ

ﻭ ﺍﺯﺵ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﮐﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺍﻭﻥ ﻟﮑّﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺮ ﻃﺮﻑ

ﮐﻨﻪ ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻭ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ! ﺷﺐ ﺑﻌﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻪ

ﺧﻮﺍﺏِ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ . ﻣﺎﺩﺭِ

ﺩﺧﺘﺮ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯿﺸﻮﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﻟﮑﻪ ﺭﻭ ﺑﺮ

ﻃﺮﻑ ﮐﻨﻪ . ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺐ ﺯﻧﮓِ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺻﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﺍﻭﻧﻬﺎ ﻣﺘﻮﺟّﻪ

ﻣﯿﺸﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﺱ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﺩ ﺟﻠﻮ ﻭ ﯾﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ

ﻣﯿﺪﻩ . ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ

ﻣﯿﮕﻪ : ﭘﻮﺩﺭ ﺷﺴﺘﺸﻮﯼ پرسیل ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﻨﻨﺪﮔﯽ ﻓراوان لکه هارو از بین میبره و هیچ ردی از لکه ها باقی نمیمونه “

شستشو یعنی پرسیل …

ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﮔﻪ فحش بدیا…

 

بیست

 

……..به حمدوقوه الهی آمریکا هنوز نتوانسته حتی یک مدال هم در بازیهای آسیایی اینچئون بگیرد

 

بیست

 

زندگی خانمها سه مرحله دارد …… !

.

.

.

.

.

۱-کودکی …

۲-جوانی …

۳-چقدر خوب موندی

 

بیست

 

دختر خانما دلم خیلی گرفته…

بدجور دلم گرفته لطفا عکس دوران راهنمایتونو بفرسید تا یکم بخندم

 

بیست

 

یه چیزجالب!!!!!

در دوران هخامنشیان سال کبیسه وجود نداشت همیشه اسفند ماه ۲۹ روز بوده،در تقویم آن زمان هر چهار سال یک روز ذخیره میشد و طی ۱۲۰سال یک ماه ذخیره داشتند که آن سال را بجای ۱۲ماه،۱۳ ماه اعلام میکردند،در ماه سیزدهم هیچکس کار نمیکرد همه با خرج حکومت جشن میگرفتند بنابراین مردم در حق هم دعا میکردند که ۱۲۰سال عمر کنند تا حداقل یک جشن یک ماهه را ببینند.!!!

(فلسفه ى ایشالله ۱۲۰ ساله شى)

 

بیست

 

چی به تو میرسه؟!

حال بهم زن ترین جمله حین دیدن فوتبال!

 

بیست

 

بابام کتابی اس میده:

سلام،آیا می‌توانی نان بخری؟

منم نوشتم:آری پدر اکنون خود را بی‌درنگ به شاطر خواهم رساند و از او طلب نان می‌کنم،پدر چند قرص نان از شاطر بستانم؟

بعد بابام زنگ زد میگه:

کره خر پدرسگ توله سگ منو مسخره می‌کنی،جرأت داری بیا خونه خودتو لاینتو فرنداتو جد و آبادتو تیکه تیکه میکنم…

الان ۲ روزه توی پارک میخوابم

خونه خوبه خونه بوی مامانمو میده

 

بیست

 

یارو یه پنگوئن پیدا میکنه ، به رفیقش زنگ میزنه میگه چیکار کنم ؟ رفیقش میگه ببرش باغ وحش. فرداش رفیقش زنگ میزنه میگه بردیش باغ وحش ، یارو میگه آره ، امروزم داریم میریم سینما !!!!

 

بیست

 

روزی شیخ با مریدان استقلال و پرسپولیس در صحرا نشسته بودند ناگهان بادی وزید و همه ی پرسپولیسی هارو باد،با خود برد….استقلالی ها با غرور از شیخ پرسیدند:یعنی ما قوی تریم؟؟؟؟؟شیخ خندیدو گفت: نه شما سوراخید باد از شما رد میشود!!!!!! استقلالی یها جامه دریدند و نعره کنان سر به بیابان نهادند..

 

بیست

 

دختر: من حسودیم میشه وقتی که دخترا بهت نگاه میکنن!

پسر: حسودی نکن عزیزم…

دختر: چرا؟

پسر: چون تو چیزی داری که اونا ندارن…

دختر: چی؟؟؟؟

پسر: قلبم رو . . .

(برگرفته از کتاب تخیلی گاوها پروازمیکنند ، خرها باور میکنند)

 

بیست

 

عــشق یــعنی…

.

.

.

.

عکـس کارت مــلی دوست دخترتو ببینی و بازم بخوایش…..

 

بیست

 

رفتم کاغذ دیواری بخرم…متری ۹۰ تا ۴۵۰ هزار تومن!!

حساب کردم بخوام اسکناس ۱۰۰۰ تومانی جاش بچسبونم،متری ۸۲ هزارتومن درمیاد!!

 

بیست

 

یادش بخیر قبلنا جنسیت جوونها دو دسته بود:

۱-دختر خانوما، ۲-آقا پسرا…

الان باید یک دسته دیگه هم اضافه کنیم:

۳-پسر خانوما….

این دسته سوم جدیدا خیلی بیشتر از اون دو دسته قبل شدن

 

بیست

 

دوستان عزیزی که گوشی آیفون ۶ دارن مراقب باشن که به ios 8.0.1 آپدیت نکن با اینکه بسته ۷۰ مگابایتی ارتقا اومده اما باعث اختلال در اینترنت سیم کارت میشه. فقط آپدیت ios8.0 کافیه

.

دوستانی هم که مازراتی دارن مراقب فیلترهای روغن تقلبی عربی باشن فقط اصلی استفاده کنید.

.

دوستانی هم که ویلا خزر شهر دارن، خبر بدید که از مهرماه ده درصد هزینه شارژ افزوده شده،

.

دوستانی هم که هواپیما اختصاصی دارن از فردا آشیانه سه فرودگاه مهرآباد برای تعمیرات روشنایی دو روز تعطیله، هواپیماشون رو ببرن آشیانه ۴

لطفأ اطلاع رسانی کنید تا دوستان دیگه ام مثل بنده متحمل ضرر نشن

اینوبه اشتراک بزارید بعد از شش و هفت روز یه خبر خوش بهتون میدن که کفتون میبره شایدم میپره نمیدونم شایدم من اشتباه میکنم ششصد وهفتاد روز بوده من اشتباه میکنم نمیدونم گیر ندید دیگه

 

بیست

 

کیا آنلاین اند؟؟؟؟

هر کی هست بیاد راجع به:

رفتارهای ساختارگرایانه از رهیافتهای مدرن پوپولیستی در جوامع توسعه نیافته با رویکرد انتقادی مکتب فرانکفورت از دید روشنفکرهای بلشوویست و چپی های سیورال بحث کنیم

 

بیست

 

ﺑﭽﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻣﻌﻠﻢ، ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺷﻢ ﻣﯿﺎﺩ،

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﻣﻌﻠﻢ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﭽﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ،

ﺑﭽﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﻮﺏ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ

 

بیست

 

ﻧﺰﺩﯾﻚ ﺍﺫﺍﻥ ﺻﺒﺢ

ﺯﻥ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭘﺎﺷﻮ، ﺳﺤﺮﻩ …. |:

ﻣﺮﺩ ‏( ﺧﻮﺍﺏ ﺁﻟﻮﺩ ‏) : ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﻬﺶ ﺯﻧﮓ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ..!

ﻭ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﺸﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ

ﺭﻓﺖ …

ﺭﺣﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﻦ ﯾﻘﺮﺍ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﻣﻊ ﺍﻟﺼﻠﻮﺍﺕ

 

بیست

 

ﺩﻭ ﺗﻮﺻﯿﻪ:

١ – ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﻬﺎﯼ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﻧﺨﻨﺪﯾﺪ؛

ﺷﻤﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ!

٢ – ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻧﮑﻨﯿﺪ؛

ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ!

ﺍﯾﻨﻢ ﺟﻤﻠﻪ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻤﺮﻡ ﻗﻠﻨﺞ ﮐﺮﺩ ..

ﯼ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﮐﻨﯿﺪ

 

بیست

 

ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻠﭙﺮﯼ ﺟﻮﻥ ﺁﺭﻣﯿﻦ ﻧﺼﺮﺗﯽ ﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯼ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩمﺣﺎﻻ ﺧﻮﺷﺶ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻌﻨﯿﺶ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﻡ ﺑﻔﺮﺳﺖ . ﮐﺴﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﺜﻨﻮﯼ ﺩﺍﺭﻩ ﻗﺮﺽ ﺑﺪﻩ؟ ﻭﺟﻬﻪ ﯼ ﮐﺸﻮﺭﻣﻮﻥ ﺩﺭ ﺧﻄﺮﻩ …!!

ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﻠﯿﻪ : |

 

بیست

 

بیایید در فصل جدید کارهای زشت گذشته رو فراموش کنیم و…..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

کارهای زشت جدید یاد بگیریم…!

 

بیست

 

گوگاییل رو می شناسین؟

همین دیگه

اگه میشناختین از این کارا نمی کردین

گوگاییل یک فرشته مسوول سرور گوگله که از سرچ های شما بک آپ می گیره و روز قیامت پیش خدا رو میکنه

گفتم حواستون باشه که چی سرچ میکنید

 

بیست

 

از بچه ی ۶ ﺳﺎﻟه ﻣﯿﭙﺮﺳﻢ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺭﻓﺘﯽ ﯾﺎ ﺑﻪ

ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ..؟

ﻣﯿﮕﻪ :ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ!

هیچی دیگه حرفی واسم نموند !

در جوابش گفتم دیگه چه خبر ؟؟؟؟

 

بیست

 

هشدار جدی برا آقاپسرا..

.

.

.

.

ﻣﻮﺭﺩﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﻣﻨﻢ ﻫﻤﻴﻨﻜﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ

ﺻﻴﻐﻪ ﻋﻘﺪﻭﺧﻮﻧﺪﻩ ﻣﻨﻢ ﺑﺎﺗﻌﺠﺐ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ !!!

ﻫﻴﭽﻰ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﻳﻨﻮﺭﺻﺪﺍﻯ ﺟﻴﻐﻮﻫﻮﺭﺍﻩ ﺩﻩ ﭘﻮﻧﺰﻩ

ﻧﻔﺮﻣﻴﻮﻣﺪ !ﺍﺻﻦ ﺑﺒﻴﻨﻴﺪﺍﻳﻦ ﻛﻤﺒﻮﺩﺷﻮﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﻴﻜﻨﻪ !

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﻬﺘﻮﻥ ﺑﮕﻢ ﺩﺭﺟﺮﻳﺎﻥ ﺑﺎﺷﻴﻦ

ﺗﺮﻓﻨﺪﺟﺪﻳﺪﺩﺧﺘﺮﺍﺱ

ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺑﺎﺷﻴﻦ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﻳﻦ!

 

بیست

 

آورده اند روزی شیخ ومریدان در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی که ریزش کوه آن را بند آورده بودی. و ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد. شیخ فریاد برآورد که جامه ها بدرید و آتش بزنید که این داستان را قبلن بدجوری شنیده ام. و مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را آتش زده و فریاد می زدند ، به سمت قطار حرکت کردندی. مریدی گفت:” یا شیخ ! نباید انگشت مان را در سوراخی فرو ببریم؟” شیخ گفت:” نه! حیف نان! آن یک ‏داستان دیگر است.” راننده ی قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد و قطار به سرعت به کوه خوردی و همه ی سرنشینان جان به جان آفرین مردند. شیخ و مریدان ایستادند و شیخ رو به مریدان گفت:” قاعدتن نباید این طور می شد!” سپس رو به پخمه کردی و گفت:”تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟” پخمه گفت:”آخر الان سر

ظهر است! گفتم شاید همین طوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد…

و اینگونه بود که در مدیریت شاخه ای به نام مدیریت زمان!!! ایجاد شد…

 

بیست

 

مرد مست به خانه آمد

آنقدر مست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خیلی علاقه داشت راندیدوبه گلدان خوردوگلدان شکست

پیش خودش گفت حتمازنم فرداواسه گلدون کلی دادوبیدادمیکنه همونجاخوابش بردصبح که ازخواب بیدارشد یادداشتی راروی یخچال دید:عزیزم صبحونه موردعلاقتوروی میزچیدم الانم رفتم بیرون تابرای ناهارموردعلاقت چنتاچیزبخرم دوست دارم عشقم”

مردباتعجب ازپسرش پرسید این یادداشت چیه چرامامانت ناراحت نشده

پسر گفت دیشب که مست بودی مامان بغلت کرد بذارتت روتخت توعالم مستی گفتی خانم به من دست نزن من متاهلم…

”بسلامتی همچین مردایی”

 

بیست

 

مورد داشتیم پسره تو صف بانک به دختره گفته چند نفرجلوتن

دختره برگشته گفته والا دوتا خواهر بزرگتردارم که جلوم هسن ولی اشکال نداره اگه میخای بیا منو بگیر

نخندین خب حق دارن شوهر گیرنمیاد

 

بیست

 

دختره اومد ساندویچی…یارو بش گفته بندری بذارم؟؟؟؟دختره گفته ن محسن یگانه بذار یا علی عبدالمالکی…فقط غمگین باشه!!!!

.

.

.

اسید لطفا….

 

بیست

 

هر وقت رییس فرهنگستان ادب پارسى اسم و فامیلش رو پارسى کرد و گذاشت :نوکرشیرخدا آهنگر دادرس ( غلامعلى حداد عادل )…..ما هم به تبلت میگیم ؛رایانک مالشى

 

بیست

 

فرق قصه گفتن قدیمی ها و جدیدی ها به بچه موقع خواب

الانا : یکی بود یکی نبود یه فرشته مهربون اومد پیش یه بچه کوچولو که

نازش کنه بخوابه …

اون دوره زمونه قدیما : یکی بید یکی نبید جن از گور دراومد گفت این بچه کدوم پدرسگه که هنی نخوابیده الان میام میخورمش … !!!!

 

بیست

آقای دکتر بعد از معاینه بیمار خانوم بهش گفت:

قلب، ریه‌هات،نبض و فشار خونت همه خوبن.

خب حالا بذار یه نیگاه کوچولو به اونی که فتنه به عالم انداخته بندازم.

خانومه شروع کرد لباساشو درآوردن که دکتر گفت: واستا صبر کن لباساتو درنیار، منظورم زبونت بود!

نظرات (2)
یه چیزجالب!!!!!
در دوران هخامنشیان سال کبیسه وجود نداشت همیشه اسفند ماه ۲۹ روز بوده،در تقویم آن زمان هر چهار سال یک روز ذخیره میشد و طی ۱۲۰سال یک ماه ذخیره داشتند که آن سال را بجای ۱۲ماه،۱۳ ماه اعلام میکردند،در ماه سیزدهم هیچکس کار نمیکرد همه با خرج حکومت جشن میگرفتند بنابراین مردم در حق هم دعا میکردند که ۱۲۰سال عمر کنند تا حداقل یک جشن یک ماهه را ببینند.!!!
(فلسفه ى ایشالله ۱۲۰ ساله شى)
این قسمت خیلی جالب بود
پاسخ:
سلام ، اون موقع عمرها هم طولانی بوده فکر کنم خیلی ها میتوانستن از این مزیت استفاده کنن
امتیاز: 0 0

ممنون از اشتراک این لطیفه ها!
اون رایانک، من رو یاد این جریان انداخت:
اون روز ماموریت بودیم دو سه تا از بچه ها در گوشی پچ پچ می کردن و می خندیدن. متوجه شدن من دارم نگاهشون می کنم یکشیون اومد توجیه کنه گفت: مهندس! داریم پروژه ی «خود شاد سازی» اجرا می کنیم.
من هم بهش گفتم: یه بار دیگه این لغتی که گفتی رو دوباره تکرار کن! هیچی دیگه. گریپاژ کرد و پروژه ی خود شاد سازی شون به ثمر نشست!
پاسخ:
خوبه که برای لحظاتی شاد شدید.
نظرات شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل : (پنهان می ماند)
وب/وبلاگ :