X
تبلیغات
زولا

هزاران زن مثل من

خانوادگی

تفاوت خواب پدر ومادر

سلام دوستان خوبم این مطلب خوندم برام جالب بود .میذارم شما هم بخوانید.

تفاوت خواب مامان وبابا :


مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند 

که مامان گفت:”من خسته ام و دیگه دیروقته ، میرم که بخوابم ” 

مامان بلند شد ، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد ، سپس ظرف ها را شست ، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد ، قفسه ها رامرتب کرد ، شکرپاش را پرکرد ، ظرف ها را خشک کرد و در کابینت قرار داد و کتری را برای صبحانه فردا از آب پرکرد . 

بعد همه لباس های کثیف را در ماشین لباسشویی ریخت ، پیراهنی را اتو کرد و دکمه لباسی را دوخت . 

اسباب بازی های روی زمین را جمع کرد و دفترچه تلفن را سرجایش در کشوی میز برگرداند. 

گلدان ها را آب داد ، سطل آشغال اتاق را خالی کرد و حوله خیسی را روی بند انداخت . 


بعد ایستاد و خمیازه ای کشید . کش و قوسی به بدنش داد و به طرف اتاق خواب به حرکت درآمد ، کنار میز ایستاد و یادداشتی برای معلم نوشت ، مقداری پول را برای سفر شمرد و کنارگذاشت و کتابی را که زیر صندلی افتاده بود برداشت . 

بعد کارت تبریکی را برای تولد یکی از دوستان امضا کرد و در پاکتی گذاشت ، 

آدرس را روی آن نوشت و تمبرچسباند ؛ مایحتاج را نیز روی کاغذ نوشت 

و هردو را درنزدیکی کیف خودقرارداد. سپس دندان هایش رامسواک زد. 


باباگفت: “فکرکردم ، گفتی داری می ری بخوابی 


” و مامان گفت:” درست شنیدی دارم میرم.” 


سپس چراغ حیاط راروشن کرد و درها را بست. 

پس ازآن به تک تک بچه ها سرزد ، چراغ ها راخاموش کرد ، 

لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت ، جوراب های کثیف را درسبد انداخت ، 

با یکی از بچه ها که هنوز بیداربود و تکالیفش را انجام می داد گپی زد ، 

ساعت را برای صبح کوک کرد ، لباس های شسته را پهن کرد ، جاکفشی را مرتب کرد و شش چیز دیگر را به فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد ، اضافه کرد . سپس به دعا و نیایش نشست. 


درهمان موقع بابا تلویزیون راخاموش کرد و بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد ، گفت: ” من میرم بخوابم” و بدون توجه به هیچ چیز دیگری ، دقیقاً همین کار را انجام داد 



واین است تفاوت خواب مادرو پدر 


بهشت زبر پای مادران نیست بلکه بهشت خانه ایست که مادرم در ان است

نظرات (9)
اجازه بدهید در مورد این متن نظری ندهم.
پاسخ:
سلام بردار گرامی،هر جور دوست داری.
امروز می خوام براتون قصه بگم:
http://www.pocket-encyclopedia.com/?p=1461
ready up و منتظر حضور سبزتان
پاسخ:
تشکر ،حتما میام میخونم
خوش بحال مادر من توی یک خونه ی ویلایی زندگی می کردیم درست مثل خونه قمر خانم دو اتاقش دست ما بود دو اتاقش دست عمو ی خدا بیامرزم که تازه ازدواج کرده بود یکی اش در اختیار عمه و مادرش عمه طلاق گرفته بود یک اتاقش هم مستاجر نشسته بود مادر و عمه زن عمو و دختر عمه از صبح دور هم ریگ بازی می کردند فکر کنم اسمش یه قل دو قل بود بچه ها هم که تو کوچه ول بودیم مادر بزرگم و مادر عمویم که هوی بودند مشغول پخت و پز و شست و شوی گاهی هم دعوا بودند
امتیاز: 0 0
خوش بحال مادر من توی یک خونه ی ویلایی زندگی می کردیم درست مثل خونه قمر خانم دو اتاقش دست ما بود دو اتاقش دست عمو ی خدا بیامرزم که تازه ازدواج کرده بود یکی اش در اختیار عمه و مادرش عمه طلاق گرفته بود یک اتاقش هم مستاجر نشسته بود مادر و عمه زن عمو و دختر عمه از صبح دور هم ریگ بازی می کردند فکر کنم اسمش یه قل دو قل بود بچه ها هم که تو کوچه ول بودیم مادر بزرگم و مادر عمویم که هوی بودند مشغول پخت و پز و شست و شوی گاهی هم دعوا بودند
پاسخ:
سلام تشکر از حضورتون،با این پیام من بردید به دوران کودکی .من وخواهر هام ودخترهای همسایه حتی پسرها با هم لی لی و طناب بازی حتی مراسم تشیع جنازه بازی میگردیم. اون روزها بچه ها بازی واقعی میکرده وبه پدر ومادرها کتری نداستن البته تعداد هم زیاد بود. بچه های الان همس شرسون تو موبایل و کامپیوتره. بچگی نمکنن
امتیاز: 0 0
سلام. مرسی از حضورتون.
من ترکی استانبولی را در حد بسیار مختصر می دانم اما به نظرم زبان کشورهای آسیای میانه بسیار به ترکی استانبولی شبیه است.
پاسخ:
سلام، تشکر اابته تاجسکستان فارسی دری .قرقزستان هم که شما گفتید ترکی باید ببنم بقالیه به چه زبانی صحبت مبکنن.. این نکنه که حماسه نسل به نسل بودن اینکه نوشته باشه حیلی جتالب بود برام.
سلام نیستی به ما سر نمی زنی
پاسخ:
سلام اقا امیر ،متاسفانه من برای خیلی از دوستان وبلاگی نمیتونم پیام بذارم کامنت هام ثبت نمیشه.به شما هم سر زدم.ولی کامنتم ثبت نمیشه.براتون ارزویرموفقیت میکنم
امتیاز: 0 0
خواندن این مقاله به بانوان محترم توصیه نمی شود:
http://www.pocket-encyclopedia.com/?p=1472
ready up و منتظر حضور سبزتان
پاسخ:
سلام مطلب تون خیلی جالب بود. چرا نوشتید بانوان نخونن؟
چرا کامل نذاشتین؟؟؟؟؟
ادامه ش خیلی قشنگ تره!!!
پاسخ:
سلام دوست خوبم بقیه اش ندارم اگر داری برام بذار
امتیاز: 0 0
آخی مامان نازم.....
پاسخ:
واقعا طفلکی مادرها خدا همه شون حفظ کنه
امتیاز: 0 0
نظرات شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل : (پنهان می ماند)
وب/وبلاگ :